السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
337
جواهر البلاغة ( فارسى )
تمييز ، مفعول له ، مفعول مطلق ، مفعول فيه و . . . و القصر من ضروب الإيجاز الذّى هو أعظم ركن من أركان البلاغة إذ أنّ جملة القصر فى مقام جملتين . فقولك : « ما كامل الّا اللّه » تعادل قولك : « الكمال للّه » و « ليس كاملا غيره » و أيضا : القصر يحدد المعانى تحديدا كاملا و يكثر ذلك فى المسائل العلمية و ما يماثلها و بدان كه : قصر ، يكى از شيوههاى ايجاز ( كوتاه آوردن لفظ و گسترده آوردن معنا ) است . و ايجاز ، بزرگترين پايه ، از پايههاى بلاغت است . و قصر ، در قلمرو ايجاز ، داخل مىشود . چون : جملهء قصر ، جايگزين دو جمله مىگردد . بنابراين ، سخن تو : « ما كامل الّا اللّه » برابر است با جملهء « الكمال للّه » و با جمله « ليس كاملا غيره » و نيز بدان : قصر ، معانى را مرزبندى و مشخص مىكند و اين مرزبندى و تشخص ، در مسائل علمى و مانند آن بسيار است . تطبيق 1 اجراء و نمونهآورى 1 وضّح فيما يلى نوع القصر و طريقه در مثالهاى آينده ، نوع قصر و شيوهء آن را بيان كن . 1 - ما الدّهر عندك إلّا روضة أنف * يا من شمائله فى دهره زهره « 1 » روزگار ، با وجود تو نيست مگر باغ سرشار و چرا نشده . اى كسى كه خلقوخوى او چونان شكوفه است . در اين شعر ، قصر موصوف بر صفت است . اين قصر اضافى با شيوه نفى و استثناء تحقق پيدا كرده است . 2 - ليس عار بأن يقال فقير * إنّما العار أن يقال بخيل اينكه بگويند : نيازمند است ، ننگ نيست . تنها ننگ به اين است كه گفته شود : خسيس است . در اين شعر ، قصر اضافى موصوف بر صفت ، با شيوهء « إنّما » آمده است . 3 - و إنمّا الأمم الأخلاق ما بقيت * فإن هموا ذهبت أخلاقهم ذهبوا وجود امّتها فقط وابسته به اخلاق آنها است اگر اخلاقشان تباه گشت آنان نيز نابود
--> ( 1 ) . اين شعر ، از متنبى است . نگاه كنيد به شرح ديوان متنبى ، نوشته برقوتى ، ج 1 ، ص 314 .